نیمه اول سال 97

ساخت وبلاگ
کارن عزیزم. الان دیگه تقریبا داره سه ماهی میشه که ما به لاهیجان اومدیم . اینجا رو دوست داشتی و اسفند ماه که من همچنان برای مهاجرت 50-50 بودم، تصمیم نهایی م رو منوط کردم به علاقه ی تو . البته یه دو باری دل کوچولوت تنگ شد برای فامیلا و یه کمی با هم درد دل کردیم. اما بازم خوب بود که تو این سه ماه سه باری بابا بزرگ و مامان بزرگ با دایی و خاله سحر اومدن پیش ما. لاهیجان جای خیلی خوبی برای تو و دریاست. دریای کوچولو عاشق حیاطه و تو هم توی کلی کلاس ثبت نام کردی. کلاسهای فوتبالت رو از همه بیشتر دوست داری و یکی در میون می ری. از کلاس ریاضی مدرسه بیشتر از همه بدت میاد. که دو روز در هفته ست. کلاس نجاری که عاشقش هستی و کلاس ساز که فعلا داری فلوت یاد می گیری. یه کلاس تاتر هم از هفته ی قبل ثبت نامت کردم و دوستش داشتی. فقط می مونه زبان....و امیدوارم بعدا بهم نخندی چون همه ی اینا لازم و خوبه. شاید بعد از باز شدن مدرسه ها دیگه فقط بذاریمت کلاس زبان و بقیه کلاسها بمونه برای تابستون بعدی. در انتخاب مدرسه ت نظر خودت خیلی برام مهم بود و تو مدرسه حامی رو انتخاب کردی. من هم از فضای صمیمی و حیاط با نمکی که داره خوشم اومد. ضمنا نزدیکی ش به خونه هم شرط مهمی بود.

گاهی که می بینم با دریا تو حیاط حسابی مشغول هستین کیف می کنم. و خودم رو می بینم که این روزها رو بعنوان بهترین روزهای عمرم بخاطر میارم. واقعا از داشتن تو و دریا لذت می برم. البته بیشتر مواقع دارین با هم یکی بدو می کنین ولی همون هم لذت بخشه. و مفهوم واقعی خواهر برادری رو زنده می کنه.

کارهای نویسندگیم ادامه داره برای تولید محتوای گردشگری. مشاوره هام هم همینطور و البته با خانه کودکی که تو اونجا نجاری و تاتر می ری، کافه کودک آرامش، صحبت کردم و کلاس یوگای مادر و کودکم رو دارم برگزار می کنم که از اول مهر هم یه مهد کودک به اسم کندوی عسل هم خواهم رفت.

پسر گلم خیلی دوستت دارم و تمام تلاشم اینه که تو کودکی قشنگی داشته باشی و حالا که به سن نونهالی داری می رسی، از زندگیت لذت ببری. گاهی وقتا هم تو حیاط با تو تمرین دروازه بانی می کنم. دریا هم خیلی لذت می بره. تو عسل منی و وقتایی که بابا حمید خیلی سرش شلوغه تو پیش منی و کمکم می کنی. از اینکه می بینم هر روز پیشرفت می کنی سر مست می شم از حس خوشبختی.

 

...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : يکشنبه 28 مرداد 1397 ساعت: 8:35