امتحانات و تابستون

ساخت وبلاگ

یک ماه اردیبهشت و البته یک هفته ی آخر فم تا به خوبی بتونه این مدت رو بگذرونه و امتحاناش رو بده. کمک می کردروردین امسال برای من یه کابوس به تمام معنا بود. باید دریای نو رسیده رو با تمام آیتم های موجود مدیریت می کردم، و البته به کارن که بسیار در درس خوندن اصطکاک داره،  سحر خیلی کمکم کرد. بابا هم قبل از عید خیلی تلاش کرد که بتونه به کارن کمک کنه. سارا مامان شایان هم خیلی کمکم کرد در بردن و برگردوندن کارن به مدرسه. و اما معلم کارن که کابوس امسال و پارسال من بود و به هیچ وجه کوتاه نیومد. که زبون این بچه رو بفهمه. من خیلی تلاش کردم که کارن درس و مشقش رو همونطور که معلم خواسته بود انجام بده و مشق های شب به مرور زیادتر و سخت تر می شدن. تا اینکه کم کم خسته شدم و رها کردم و اتفاقا اثرش تو کارنامه ی کارن مشهوده. هر چند برای من اصلا مهم نبود.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:27  توسط لیلا  | 
...
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 22:11