یه هیجان وصف نا پذیر

ساخت وبلاگ
کارن  شاید بزرگترین هدیه ی عمرم رو گرفتم. 

آقا مهدی بابای مهراد و فرزاد، زحمت کشیدن و کل وبلاگ تو رو با تمام کامنت هاش، تبدیل کردن به چهار جلد کتاب. تو خواب هم نمی دیدم اینهمه خوشبخت باشم. کار یکه مدتها تو فکرش بودم، اما به نظرم خیلی سخت و دست نیافتنی بود. 

خودمم باورم نمی شد که حجم این وبلاگ تا این حد زیاد شده باشه. چهار جلد کتاب!!!

و من هنوز در فضای خوشبختی دارم نفس می کشم . گاهی وقتا یه چیزهایی می تونه تا مدتها روح و روان آدم رو به بازی بگیره و نوازش بده. این چهار جلد کتاب منتشر شده ی من نیست و فقط خودم یه نسخه ازش دارم، اما به اندازه ی انتشار یه کتابم خوشحالم کرد. دلم می خواست یه پست رو به این موضوع اختصاص بدم . تا میزان خوشحالی خودم رو نشون داده باشم.

...
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 15:08